آن چه از زندگی نظامی می دانیم از لا به لای اشعارش به دست آورده ایم . آگاهیمان از زندگی او اندک است . مجموعه ی دانش ما از وی ، اشارتی است به پاره ای از ماجرا های زندگیش و پنج گنجی که از او باقی مانده و به « خمسه » معروف است .
الیاس بن یوسف بن زکی بن مویّد یا مؤیّد الدّین ، تولدش را 520-540 هجری دانسته و مرگش را 598-619 نوشته اند . تاریخ ادبیات نویسان اروپایی مانند یا ریپکا ، برتلس و ادوارد براون ، در تاریخ ادبیات ایران و مجتبی مینوی - شاید به تبعیت از آنان – در گفتاری در رادیو لندن و مجله ی روزگار نو ، تولد حکیم نظامی را سال 535 هجری دانسته اند . حسن وحید دستگردی تولد او را همانطور که در ابتدا گفتیم نوشته و دکتر ذبیح الله صفا ، این تاریخ را پیش از سال 530 یا نزدیک به 520 می داند . میر عباس باقر زاده تولد او را 520 نوشته است . دکتر برات زنجانی سال اخیر یعنی 520 را پذیرفته است . سیر تاریخ در گذشت وی نیز اختلافات زیادی دارد ، به هر حال در همان محدوده ی مذکور است .
شهرتش به نظامی معروف و معلوم است ، او خود را در بیتی از خسرو و شیرین ، اکدش خوانده است ( دورگه ) ، در حالی که او دو رگه نیست اما با مادرش بسیار صمیمیت داشته ولی با پدر چنین ارتباطی بر قرار ننموده بود . وی دایی خویش را نیز بسیار دوست می دارد .
نام فرزندش محمد است و از او در چند جای نام برده است . سه همسر برگزیده که هر سه پیش از مرگ او مرده اند . در مگرشان سوگواری نموده است ، شاید زیبا و جوان بوده اند . نخستین همسرش که قطعا چنین بوده و نظامی عاشق او .
کنیزکی زیبا روی و جوان از ترکان قبچاق که «دارای دربند » برای او فرستاده و نظامی به شدت دل در گرو عشق او نهاده است . تا آن جا که حکایت شیرین را ؛ و در حقیقت زیبایی و ظرافت شیرین را ، به او نسبت می دهد .
پنداشته اند نام نخستین همسرش آفاق بود . نظامی در مرگ این همسر بسیار متاثر شده است و از این روی حق دارد اگر تا پایان عمر از او سخن گوید و به یاد او باشد و نامش را – بر خلاف آن چه مرسوم است – بر زبان آورد اما همسران دیگر او نیز مورد عشق و علاقه اش بوده اند .
شهر گنجه زاد گاه اوست . عده ای به استناد دو بیت الحاقی مجعول در اقبالنامه تصور کرده اند که وی یا خاندانش از قم بوده اند یا از آن جا به گنجه مهاجر شده اند اما آن چه معلوم است ، این است که وی تمام عمرش را در گنجه گذرانده و به جز یک سفر برای دیدار قزل ارسلان در سی فرسنگی گنجه ،سفر دیگری نداشته است .
نام فرزندش محمد است ، از نخستین همسر او که در پایان خسرو و شیرین برای سلامت و سعادت می کند . شاید این در زمان محمد هفت ساله ای است که مادرش را از دست داده . محمد در آغاز سرودن لیلی و مجنون ، چهارده ساله شده است و صاحب کمال و دانش و آگاهی که پدر را به سرودن لیلی و مجنون تشویق می کند . به هنگام سرودن هفت پیکر ، محمد هجده نوزده ساله است که در تمام این منظومه ها حکیم ، محمد را اندرز میدهد اما در شرفنامه نام و نشانی از محمد نیست ، حتی کمی هم نگران اوست . گویی به خواست پدر پا نگرفته است :
نه بیگانه هست فرزند و زن
چو همجامه گردد ، شود جامه کن
چو شد جامه بر قد راست
نباید دگر مهر فرزند خواست
نظامی را اغلب تذکره نویسان ، حکیم و شیخ نامیده اند و از پارسایی و زهدش سخن گفته اند . خود او نیز به این اشاره دارد و معتقد است که تا بوده ، لب به می نیالوده . مطالعه ی آثارش نشان می دهد که در حکمت الهی دست داشته و از طبیعی و ریاضی نیز بی بهره نبوده است . فلسفه را تا حدی که در زمان او مرسوم بوده و از آن بحث می کرده اند ، یاد گرفته و با نجوم هم آشناست . از اصطلاحات فلسفه و نجوم در آثار خود استفاده کرده است . به عرفان توجه دارد اما عارف در معنی آن مصطلح نیست . از شیوه های تصوف آگاه است ، به عزلت گزینی و چله نشینی می اندیشد و آن را مایه ی سیر و سلوک می داند .
ایمان او در اسلام قوی است . هر چند رد پای تفکر اشعری در کلام او دیده می شود اما در اقبالنامه که نام دیگرش را خردنامه نهاده اند ، از عقل و خرد و فلسفه سخن می گوید .
در مقام بلند شاعری او تردید نیست . شیفتگان سخن او فراوانند . یکی از آنان – حسن وحید دستگردی – در قیاس او با دیگر شاعران معتقد است : سنجیدن کوه با ترازو » و « پیمودن ماهتاب با گز » است .
وی در داستان سرایی بی نظیر است . او شاعر است و سخن شناس و از سخن ، سخن می گوید و پایه های سخن را تا عرش می رساند. نظامی زبانی دارد ، مفسر دل ...
روی هم رفته مجموعه ی آثار نظامی ، مجموعی از لطف و زیبایی و ظرافت است که بیش و کم از بیرون یا درون خالی ار آثار کراهاتی نیست ؛ به آخرین ایام با شکوه بهاری شبیه است که روایح جانبخش آن ها در پرتو خورشید گرم و سوزانی پراکنده می شود .گر چه قدرت تعبیر فوق العاده ای دارد و می تواند دشوار ترین معانی را به سهل ترین بیانی در آورد چه بسا که با کج سلیقگی خاص ، آسان ترین معانی را به قالب دشوار ترین علارات می ریزد و فی المثل تابیدن آفتاب را ، طلوع ستارگان را ، زردی درختان را ، شکوفایی گل ها را چنان وصف میکند که با شرح و تفسیر هم به سختی مقصود او درک می شود !
عشق ورزی به استعاره م مجاز و کنایه ، آن هم پی در پی و با قراین و علایق ضعیف و غریب است . اشعار وی برهنگی ندارد و به سبب آن شعری رمزگون دارد ...
مرده ریگ او یک دیوان است و پنج مثنوی . دیوانش مجموعه ی غزلیات و قصاید و رباعی هاست . دیوانی خرد است که اگر اشعار الحاقی و مشکوکش جمع شود ، چیزی از آن نمی ماند . آثار اصلی وی که شامل پنج منظومه اش هستند :
1. مخزن الاسرار : در بحر مسدّس مطویِّ موقوف – وزن آن : مفتعلن مفتعلن فاعلن در 2400 بیت است .- تاریخ سرودنش 561 هجری است .- در حدود 40 سالگی حکیم سروده و به نام فخر الدین بهرامشاه سلجوقی حاکم ارزنجان و والی ارمنستان است –بعید نیست که نظامی در این اثرش ادعای برابری با سنایی در حدیقه الحقیقه را داشته است .- جایزه ی این اثر 5000 دینار زر رکنی ، یک قطار استر ، جام های گران بها و کنیزکی قبچاقی بود .- در 20 مقاله سروده شده است – محتوای آن :بیانگر شخصیت عارفانه و زاهدانه ی نظامی – نیمی از آن پند و نیمی دیگر بیان رموز دل آگاهانه عارفانه است ...
2. خسرو و شیرین : منظومه ای در 6512 بیت به بحر هزج مسدّس مقصور بر وزن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیل – این داستان جذاب به اتابک شمس الدین محمد جهان پهلوان بن ایلدگز تقدیم شده است . – در ابتدا به نام ابوطالب طغرل بن ارسلان سلجوقی که هفت ساله بود و در سال 571 زیر بغلش را گرفتند و بر تختش نشاندند ، سروده بود اما به علت اوضاع حاکمیت به نام شخص اول شروع شد و با مرگ شاه ، پایان منظومه به نام قزل ارسلان ، برادر شاه ، پایان یافت . – وعده ی جایزه ی وی دو پاره روستا بود که با مرگ پادشاه این تعهد نیز خاک شد و نظامی لب به اعتراض گشود . از پس آن قزل ارسلان جشن عیشی ترتیب داد و نظامی را خواند و بر صدر نشاند و به عهد برادر وفا کرد و نظامی را راضی نمود . – این منظومه به غایت ارزمند است و از بسیاری دیدگاه قابل بررسی است – به نظر عاشقانه می رسد اما بیانگر تاریخ و اوضاع اجنماعی عصر ساسانیان ، ندانم کاری و بی بند باری شاهان و موبدان ، و مشکلات آن زمان است – خسرو چون راحت بر تخت نشسته ، اهل کام و نام است و از هوسبازی دست نمی کشد حتی عشق شیرین هواهایش را دفع نمی کند . – شیرین اندرز دهنده ی خسرو ست که راه ملک داری را به او می آموزد و از او می خواهد در شاهی انسان باشد . – نقاش هنرمندی چون شاپور و تندیسگر پر توانی چون فرهاد مورد احترام نظامی است . – داستان فرهاد در این منظومه فرعی است .
3. لیلی و مجنون : مثنوی 4130 بیتی – وزن ان : مفعولن مفاعلن فعولن در بحر هزج مسدس احزب مقبوض محذوف . – به خواهش ابوالمظفر شروانشاه جلال الدین اخستان بن منوچهر در سال 584 پدید آمده – نظامی ایو سروده را بی تمایل شروع می کند اما محمد چهارده ساله با تشویقش پدر را ترغیب می کند . – حدیث لیلی و مجنون معروفیتی کهن داشت . – بعد از اسلام نخستین شاعران پارسی گوی از این ماجرا به تلویح و تلمیح و تصریح یاد نومده اند . – داستان عشق قیس بن ملوّح به زبیده بنت سعد یا همان مجنون به لیلی است- این منظومه بار ها و بار ها و بار ها توسط شعرایی نوشته شده و حتی به زبان های ترکی و کردی و ... سروده شده است ...
4. هفت پیکر : هفت کنبد و بهرامنامه نیز گویند . – 5160 بیت در بحر خفیف مسدس مخبون مقطوع – وزن آن : فاعلاتن مفاعلن فعلن – در یال 593 هجری به نام علاء الدین کرپ ارسلان آقسنقری حاکم مراغه پایان یافته . – داستان شادخواری های بهرام پنجم ( = بهرام گور ) است – آن را محرمانه از نظامی خواستند . – داستان به همری گرفتن هفت دختر از پادشاهان هفت اقلیم توسط بهرام گور است که هر روز هفته را با یکی از آنان به سر می برد . – رنگ چهره و لباس و گنبد و ستاره و روز مربوط به هر یک از دختران یکی است – هر یک از همسران وی در روز خاصش برای بهرام افسانه ای شگفت انگیز میگوید.
5. اسکندر نامه : دو بخش شرفنامه و اقبال نامه است – به نظر میآید در مقابله و معارضه با فردوسی یروده شده است.
- شرفنامه به نام اتابک اعظم ملک نصره الدین بن ابوبکر سلجوقی است . تاریخ معینی ندارد- داستان زندگی و کشور گشایی اسکندر است – در بحر متقارب مثمن مقصور- وزن : فعولن فعولن فعولن فعول در 6846 بیت – حاصل آمیزش افسانه های ساخته ی مقدونیان و ایرانیان است .
- اقبالنامه آخرین منظومه ی حکیم است – از خرد فیلسوفان هم می گوید و خردنامه نیز نامیده اندش . – شامل 3700 در بحر و وزن شرفنامه است . – در سال 599 توسط محمد به دربار ملک عز الدین مسعود بن ارسلان سلجوقی فرستاده شده . – باز سرگذشت اسکندر است که این بار خردمند و صاحب کمال در نهایت پیامبر شده است ! – ایرانیان اسکندر را « گجستک » لقب داده اند – نظامی رفتار بخردانه ی او را می ستاید – برای ترویج دین و یافتن ویژگی های ذوالقرنین ، بار دیگر او را دور جهان می گرداند .
امیر خسرو دهلودی ( شاعر هندی ) ، خواجوی کرمانی ( عرب ) ،جامی ، مکتبی شیرازی ، هاتفی ، قاسمی ، وحشی ، عرفی ، فیضی ( هندی ) از جمله شعرای زبر دستی در ادوار مختلف بوده اند که اکثر منظومه های نظامی را به نام هایی شبیه به نام اصلی ، تقلید نموده اند .
مرحوم حسن وحید دستگردی سال های بسیاری از عمر پربارش را برای تحقیق و گرد آوری پنج گنج او صرف کرد .
غلامحسین ده بزرگی ، 12 خرداد 86 (با تلخیص و تصرف )
خواجه شمس الدین محمد بن بهاءالدّین حافظ شیرازی (حدود ۷۲۷ – ۷۲۹ هجری قمری)، شاعر بزرگ سده هشتم ایران (برابر قرن چهاردهم میلادی) و یکی از سخنوران نامی جهان است. بیشتر شعرهای او غزل هستند که به غزلیات حافظ شهرت دارند.او از مهمترین تاثیرگذاران بر شاعران پس از خود شناخته میشود.در قرون هجدهم و نوزدهم اشعار او به زبانهای اروپایی ترجمه شد و نام او بگونهای به محافل ادبی جهان غرب نیز راه یافت.هرساله در تاریخ ۲۰ مهرماه مراسم بزرگداشت حافظ در محل آرامگاه او در شیراز با حضور پژوهشگران ایرانی و خارجی برگزار میشود.در ایران این روز را روز بزرگداشت حافظ نامیدهاند.
زندگینامه :
پدرش بهاء الدین نام داشته و مادرش اهل کازرون بودهاست. در اشعار او که میتواند یگانه منبع موثّق زندگی او باشد اشارات اندکی از زندگی شخصی و خصوصی او یافت میشود. آنچه از محتوای تذکرهها به دست میآید بیشتر افسانههایی است که از این شخصیّت در ذهن عوام ساخته و پرداخته شدهاست. با این همه آنچه با تکیه به اشارات دیوان او و برخی منابع معتبر قابل بیان است آن است که او در خانوادهای از نظر مالی در حد متوسط جامعه زمان خویش متولد شدهاست.(با این حساب که کسب علم و دانش در آن زمان اصولاً مربوط به خانوادههای مرفه و بعضاً متوسط جامعه بودهاست.) در نوجوانی قرآن را با چهارده روایت آن از بر کرده و از همین رو به حافظ ملقب گشتهاست. در دوران امارت شاه شیخ ابواسحاق (متوفی ۷۵۸ ه. ق) به دربار راه پیدا کرده و احتمالاً شغل دیوانی پیشه کردهاست. (در قطعه ای با مطلع «خسروا، دادگرا، شیردلا، بحرکفا / ای جلال تو به انواع هنر ارزانی» شاه جلال الدین مسعود برادر بزرگ شاه ابواسحاق را خطاب قرار داده و در همان قطعه به صورت ضمنی قید میکند که سه سال در دربار مشغول است. شاه مسعود تنها کمتر از یکسال و در سال ۷۴۳ حاکم شیراز بودهاست و از این رو میتوان دریافت که حافظ از عنفوان جوانی در دربار شاغل بودهاست). علاوه بر شاه ابواسحاق در دربار شاهان آل مظفر شامل شاه شیخ مبارزالدین، شاه شجاع، شاه منصور و شاه یحیی نیز راه داشتهاست. شاعری پیشه اصلی او نبوده و امرار معاش او از طریق شغلی دیگر (احتمالاً دیوانی) تأمین میشدهاست. در این خصوص نیز اشارات متعددی در دیوان او وجود دارد که بیان کننده اتکای او به شغلی جدای از شاعری است، از جمله در تعدادی از این اشارات به درخواست وظیفه (حقوق و مستمری) اشاره دارد . دربارهٔ سال دقیق تولد او بین مورخین و حافظشناسان اختلاف نظر وجود دارد. دکتر ذبیح الله صفا ولادت او را در ۷۲۷ ه.ق. و دکتر قاسم غنی آن را در ۷۱۷ میدانند. برخی دیگر از محققین همانند علامه دهخدا بر اساس قطعه ای از حافظ ولادت او را قبل از این سالها و حدود ۷۱۰ ه.ق. تخمین میزنند . آنچه مسلم است ولادت او در اوایل قرن هشتم هجری و بعد از ۷۱۰ واقع شده و به گمان غالب بین ۷۲۰ تا ۷۲۹ ه. ق روی دادهاست.
در مورد سال درگذشت او اختلاف کمتری بین مورخین دیده میشود و به نظر اغلب آنان ۷۹۲ ه.ق. است. از جمله در کتاب مجمل فصیحی نوشته فصیح خوافی (متولد ۷۷۷ ه. ق) که معاصر حافظ بوده و همچنین نفحات الانس تألیف جامی (متولد ۸۱۷ ه. ق) به صراحت این تاریخ به عنوان سال درگذشت خواجه قید شدهاست. محل تولد او شیراز بوده و در همان شهر نیز روی بر نقاب خاک کشیدهاست.
روایت است هنگامی که قصد دفن حافظ را داشتند، عدهای از متعصبان با استناد به اشعار حافظ دربارهٔ میگساری با دفن وی به شیوهٔ مسلمانان مخالف بودند و در مقابل عدهٔ دیگر وی را فردی مسلمان و معتقد میدانستند. قرار شد که از دیوان حافظ فالی بگیرند که این بیت آمد:
قدم دریـغ مـدار از جنـازه ی حـافـظ
که گرچه غرق گناه است ، می رود به بهشت
این شعر در بدخواهان شاعر تأثیر بسیاری میکند و همه را خاموش میکند.
آرامگاه حافظ در شهر شیراز و در منطقهٔ حافظیّه در فضایی آکنده از عطر و زیبایی گلهای جانپرور، درآمیخته با شور اشعار خواجه، واقع شدهاست. امروزه این مکان یکی از جاذبههای مهمّ گردشگری به شمار میرود و بسیاری از مشتاقان شعر و اندیشهةای حافظ را از اطراف جهان به این مکان میکشاند.
در زبان اغلب مردم ایران، رفتن به حافظیّه معادل با زیارت آرامگاه حافظ گردیدهاست. اصطلاح زیارت که بیشتر برای اماکن مقدّسی نظیر کعبه و بارگاه امامان بهکار میرود، بهخوبی نشانگر آن است که حافظ چه چهرهٔ مقدّسی نزد ایرانیان دارد. برخی از معتقدان به آیینهای مذهبی و اسلامی، رفتن به آرامگاه او را با آداب و رسوم مذهبی همراه میکنند. از جمله با وضو به آنجا میروند و در کنار آرامگاه حافظ به نشان احترام، کفش خود را از پای بیرون میآورند. سایر دلباختگان حافظ نیز به این مکان بهعنوان سمبلی از عشق راستین و نمادی از رندی عارفانه با دیدهٔ احترام مینگرند.پرویز ناتل خانلری (سال ۱۳۷۵)
بر سر تربت ما چون گذری همت خواه
که زیارتگه رندان جهان خواهد شد
آرامگاه حافظ در اسکناس و سکههای ایران : اسکناسهای هزار ریالی ایران از سال ۱۳۴۱ هجری شمسی تا سال ۱۳۵۸ با نمایی از آرامگاه حافظ چاپ و نشر میشد. سکههای پنج ریالی برنز ایران از سال ۱۳۷۱ هجری شمسی تا سال ۱۳۷۸ به نقشی از آرامگاه حافظ آراسته شد.
دیوان حافظ که مشتمل بر حدود ۵۰۰ غزل، چند قصیده، دو مثنوی، چندین قطعه و تعدادی رباعی است، تا کنون بیش از چهارصد بار به اشکال و شیوههای گوناگون، به زبان فارسی و دیگر زبانهای جهان بهچاپ رسیدهاست. شاید تعداد نسخههای خطّی ساده یا تذهیب شدهٔ آن در کتابخانههای ایران، افغانستان، هند، پاکستان، ترکیه و حتی کشورهای غربی از هر دیوان فارسی دیگری بیشتر باشد.
حافظ را چیرهدستترین غزل سرای زبان فارسی دانستهاند . موضوع غزل وصف معشوق، می، و مغازلهاست و غزلسرایی را باید هنری دانست ادبی، که درخور سرود و غنا و ترانهپردازی است.
با آنکه حافظ غزل عارفانهٔ مولانا و غزل عاشقانهٔ سعدی را پیوند زده، نوآوری اصلی او در تک بیتهای درخشان، مستقل، و خوشمضمون فراوانی است که سرودهاست. استقلالی که حافظ از این راه به غزل داده به میزان زیادی از ساختار سورههای قرآن تأثیر گرفتهاست، که آن را انقلابی در آفرینش اینگونه شعر دانستهاند.
ندیدم خوشتر از شعر تو حافظ
به قرآنی که اندر سینه داری
چندین رباعی به حافظ نسبت داده شده که هر چند از ارزش ادبی والایی، همسنگ عزلهای او برخوردار نیستند اما در انتساب برخی از آنها تردید زیادی وجود ندارد. در تصحیح خانلری از دیوان حافظ تعدادی از این رباعیات آورده شده که ده رباعی در چند نسخهٔ مورد مطالعه او بودهاند و بقیه فقط در یک نسخه ثبت بودهاست. دکتر پرویز ناتل خانلری در باره رباعیات حافظ مینویسد: «هیچیک از رباعیات منسوب به حافظ چه در لفظ و چه در معنی، ارزش و اعتبار چندانی ندارد و بر قدر و شأن این غزلسرا نمیافزاید.»
واژههای کلیدی در اشعار حافظ
در دیوان حافظ کلمات و معانی دشوار فراوانی یافت میشود که هر یک نقش اساسی و عمدهای را در بیان و انتقال پیامها و اندیشههای عمیق برعهده دارد. به عنوان نقطهٔ شروع برای آشکار شدن و درک این مفاهیم، ابتدا باید با سیر ورود تدریجی آنها در ادبیات عرفانی که از سدهٔ ششم و با آثار سنایی و عطار و دیگران آغاز گردیده آشنا شد. از جملهٔ مهمترین آنها میتوان به واژهگانی چون رند و صوفی و می اشاره کرد:
خدا را کم نشین با خرقه پوشان
رخ از رندان بی سامان مپوشان
درین خرقه بسی آلودگی هست
خوشا وقت قبای می فروشان
درین صوفی وشان دردی ندیدم
که صافی باد عیش درد نوشان
رند :
شاید کلمهای دشواریابتر از رند در اشعار حافظ یافت نشود. کتابهای لغت آنرا به عنوان زیرک، بیباک، لاابالی، و منکر شرح میدهند، ولی حافظ از همین کلمهٔ بدمعنی، واژه پربار و شگرفی آفریدهاست که شاید در دیگر فرهنگها و در زبانهای کهن و نوین جهان معادلی نداشته باشد.
اهل کام و ناز را در کوی رندی راه نیست
رهروی باید جهان سوزی نه خامی بی غمی
آدمی در عالم خاکی نمی آید به دست
عالمی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی
صوفی :
حافظ، همواره، صوفی را بهبدی یاد کرده و این به سبب ظاهرسازی و ریاکاری صوفیان زمان او م مینگرند.
نقد صوفی نه همه صافی بیغش باشد
ای بسا خرقه که مستوجب آتش باشد
می :
می بده تا دهمت آگهی از سر قضا
که به روی که شدم عاشق و از بوی که مست
یا
مگر که لاله بدانست بی وفایی دهر
که تا بزاد و بشد ، جام می ز کف نهاد
زبان و هنر شعری
همچون همهٔ هنرهای راستین، شعر حافظ پرعمق، چندوجهی، تعبیرپذیر، و تبیینجوی است. او هیچگاه ادعای کشف و غیبگویی نکرده، ولی از آنجا که به ژرفی و با پرمعنایی زیستهاست و چون سخن و شعر خود را از عشق و صدق تعلیم گرفته، کار بزرگ هنری او آینهدار طلعت و طینت فارسیزبانان گردیدهاست.
یکی از بابهای عمده در حافظشناسی مطالعهٔ کمی و کیفی میزان، گستره، مدل، و ابعاد تأثیر پیشینیان و همعصران بر هنر و سخن اوست. این نوع پژوهش را از دو دیدگاه عمده دنبال کردهاند: یکی از منظر استقلال، یگانگی، بینظیری، و منحصربهفرد بودن حافظ، و اینکه در چه مواردی او اینگونهاست. دوّم از دیدگاه تشابهات و همانندیهای آشکار و نهانی که مابین اشعار حافظ و دیگران وجود دارد.
از نظر یکتا بودن، هر چند حافظ قالبهای شعری استادان پیش از خود و شاعران معاصرش همچون خاقانی، نظامی، سنایی، عطار، مولوی، عراقی، سعدی، امیر خسرو، خواجوی کرمانی و سلمایی دارد
همین ویژگی کممانند، و نیز عالَمگیری و رواج بیمانند شعر اوست، که از دیرباز شرحنویسان زیادی را برآن داشته تا بر دیوان اشعار حافظ شرح بنویسند. بیشتر شارحان حافظ از دو قلمرو بزرگ زبان و ادبیّات فارسی، یعنی شبه قارّهٔ هند و امپراتوری عثمانی، به صورت زیر برخاستهاند.
شارحان ترک :
۱. سودی بسنوی (درگذشت: ۱۰۰۰ ه. ق)، نویسندهٔ شرح چهار جلدی بر دیوان حافظ
۲. سروری (درگذشت: ۹۶۹ ه. ق)
۳. شمعی (درگذشت: ۱۰۰۰ ه. ق)
۴. سید محمد قونیوی متخلص به وهبی
تبحر حافظ در سرودن غزل بوده و با ترکیب اسلوب و شیوه شعرای پیشین خود سبکی را بنیان نهاده که اگرچه پیرو سبک عراقی است اما با تمایز ویژه به نام خود او شهرت دارد. برخی از حافظپژوهان شعر او را پایهگذار سبک هندی میدانند که ویژگی اصلی آن استقلال نسبی ابیات یک غزل است.
...